مث برف آروم اومد ولی یه شومینه هیزوم تو دستاش بود یه شال سفید و سیاه گردنش یه غم پشت چشمای زیباش بود●♪♫
بهم گفت این صندلی خالیه بهش گفتم این صندلی مال تو میخواستم بگم اما فرصت نشد چقدر دوست دارم غم حالتو●♪♫
»──|♫●|──«
همون لحن غمگین حرفاش بود که مهمون دنیای دودیم بود فقط چاوشی گوش میکرد و من به محسن شدیدا حسودیم شد●♪♫
با دمنوشی که داغ سر میکشید با نسکافه ای که سفارش نداد با لبخندی که رو لبم زنده کرد نمیشد اصلا دل به حرفش نداد●♪♫
»──|♫●|──«
چقدر خوش سلیقه بود رفت یه جام عتیقه بود رفت درست یادمه یادمه یادمه ده و ده دقیقه بود رفت●♪♫
چقدر خوش سلیقه بود رفت یه جام عتیقه بود رفت درست یادمه یادمه یادمه ده و ده دقیقه بود رفت●♪♫